مطالب مرتبط

2 Comments

  1. 2

    آیدین

    خواندم…. مرسی از نوشته اتان . اما خیلی اتناب دارد. منظورم این است که؛ اطلاعات بی موردی به مخاطب میدهید که اگر هم نخواند و نداند؛ صدمه ای به داستان نمیخورد. خیلی جاهایی از داستان؛ یکنواخت میشود و خسته کننده ؛ برای اینکه راوی؛ یا نویسنده / میل دارد مخاطب را آگاه کند . این بزرگترین ضعف یک نویسنده است که دست مخاطبش را بگیرد و تاتی تاتی کنان پیش ببرد . ببخشید که با صراحت و کوتاه نظرم را مطرح کردم . زنده باشید .

    [پاسخ]

    Reply
  2. 1

    آیدین

    داستان را خواندم. فکر کنم بهترین راه این است، که یکبار دیگر بخوانمش ؛ که اگر نقدی یا تحلیلی داشته باشم؛ در حق نویسنده و مخاطب ظلم یا اجحافی نشود. از قبل عنوان کنم؛ که نه بی حرمتی به کسی یا کسانی دارم؛ نه اینکه این روش ( فحاشی ) را می پذیرم. در جلسه داستان خوانی شما حضور داشتم. در حال خواندن رمان ( تو هم آرام میگیری ) شما هستم. دلتان شاد.

    [پاسخ]

    Reply

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *